http://forum.vru.ac.ir/imgup/1539/1317561289_1539_1547e222df.jpg

من بدم ،ای شهدا به خدا من بدم،خوب می دانید که من در این هیاهوی زندگی چقدر از شما دور شدم،تا دیروز هر کس مرا می دید می گفت تو چقدر شبیه شهدایی شاید چهره مرا میدیدند ،آری چهره من شاید شبیه شما باشد ولی درونم چگونه است ،آری دایی عزیزم تو که شهید شدی می دانی و مرا می بینی که تازگی ها چقدر آدم بدی شدم دایی جان دیگر رویم نمی شود به شما بگویم کمکم کن،شاید با افتخار می گویم که دایی های من شهیدند اما میترسم از آن روزی که در مقابل شما قرار گیرم و اولین جمله ای که به من می گویی (از همه توقع داشتم اما ازتو نه ،آخه تو دیگه چرا)باشد دایی محمد و دایی ماشاءا... به خدا حلالم کنید،به خدا شرمنده ام ،آری می دانم خیلی وقت است سراغ شما نیامدم و فاتحه ای نثار نکردم ،شاید بگوئید ما به فاتحه تو نیاز نداریم ،درست است ولی بدانید من تا آخر عمر به شما نیاز دارم،آخه دای محمد چطوری بگم الان که یه مدتیه به رویای چند نفر از فامیل آمده ای به خدا دارم می سوزم که چرا به خواب من نمی آیی، تو خودت میدانی من برای دیدن تو ختم قرآن نذر کردم پس بیا ولی تورو به جدت حضرت زهرا(س)اگر آمدی با من خوش برخورد باش میدانم که خیلی بدم ولی شمارا به حضرت زهرا(س) اگر آمدی بامن سرد برخورد نکن به خدا قول میدم اگر اومدی آدم خوبی بشم دایی محمد و ماشاءا... شمارا به حلق بریده علی اصغرحسین(ع)،به پاره های جگر امام حسن(ع)،به گلوی بریده امام حسین(ع)،و فرق شکافته حضرت علی(ع)بیائید تا من در رویا هم که شده ببینمتان،به خدا شما می دانید من دلم برایتان تنگ شده  یا علی